جزئیات تازه از خواب ظهر
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 17:40
اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «خواب ظهر» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. فکر نکن خوب...
جزئیات تازه از چهار سال و نیمی
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 17:40
چهار سال و نیمی اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «چهار سال و نیمی» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را م...
ماجرای چهار سال و هشت ماهگی
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 17:40
چهار سال و هشت ماهگی در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «چهار سال و هشت ماهگی» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنی...
رابطه در کانون توجه
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 17:40
رابطه در ادامه، هر آنچه باید درباره «رابطه» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. کودک نوشت هاي منرابطه
پشت پرده چهار سال و نه ماهگی
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 17:40
چهار سال و نه ماهگی در این گزارش به بررسی کامل «چهار سال و نه ماهگی» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنی...
جزئیات تازه از تصویر پدرت
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 17:40
تصویر پدرت اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «تصویر پدرت» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید...
آنچه باید درباره پنج سالگی بدانید
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 17:40
پنج سالگی موضوع «پنج سالگی» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. کودک نوشت ها...
ماجرای شش سالگی
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 17:40
شش سالگی در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «شش سالگی» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ماه پیش سختی های آخر ...
روایت تازه از اردو
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 17:40
اردو در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «اردو» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. چه خانه با تو پر شر و شور است....خانه پ...
شش سالگی
-
تاریخ: 1398/2/16 ساعت: 10:10
حالا تو شش ساله شده ای....حالا تو همراه خوب زندگی من شده ای... انسان فهمیده و بزرگی که با من گفتگو می کنی... همدلی می کنی و... ماه پیش سختی های آخر رساله بود...تو با من همراه بودی...با هم به دانشکده می رفتیم صبح تا شب ... وتو چقدر با من همراهی کردی تا بالاخره تمام شد... به تو می بالم پسرم.... دوست د...
اردو
-
تاریخ: 1397/2/15 ساعت: 14:17
عشق کوچک پر شور من!چه خانه با تو پر شر و شور است....خانه پر است از شلوغیهایت...از خنده های الکی ات...امروز اردو داشتی...با شیطنت و خنده های الکی صبحانه ات را خوردی...موهایت را شانه زدی عطر زدی و رفتیم... توی اتوبوس نشسته ای و من از پایین نگاهت می کنم....می خندی و ورجه وورجه می کنی و هر از گاهی برای ...
تصویر پدرت
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 21:37
تصویر پدرت نویسنده: نرگس - چهارشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۵ این نگاه مطلق مقدست را به پدرت ، دوست دارم. چند ماه پیش پدرت انیمیشن زوتوپیا ( شهر وحش) را برایت آورد. خیلی خوشت امد اما از لحظه وحشی شدن سمور کوچک می ترسیدی، آن xa0قسمت را نمیخواستی ببینی ، جالب اینجا بود که فقط وحشی شدن سمور کوچک آزارت می داد ...
پنج سالگی
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 21:37
پنج سالگی نویسنده: نرگس - چهارشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۵ شامت را داده ام....مسواک هم زده ای و آماده خواب....امشب کار دارم...پتو را می کشم رویت می بوسمت و می روم اتاق.... راه می کشی دنبالم مثل جوجه اردک ها و می آیی همان لابلای ورقه های دانشحویان و کتابها و فیش ها جایی پیدا می کنی، سرت را روی زانویم می گ
اولین افتخار
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 5:51
در مسابقه بزرگ قصه نویسی کشور شرکت کرده ای.....فایل صوتی داستانت را فرستاده ام....مدام می گی مامان بیا یک بار دیگه ضبط کنیم خوب بشه برنده بشم اما مهلتش تمام شده.... دلت می خواهد جایزه ات آقا شیر بزرگ باشد.... شب خوابی که نتایجش می آید...که ده قصه از بین آن همه قصه به مرحله نهایی می رسد... تو هستی......
پایان
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 5:51
دیگر برای تو هم نمی نویسم....دنیا پر از کینه است...پر از حقد.... نوشتن از عشق دنیا را ادم ها را برمی انگیزاند تا همه چیز را به لجن بکشند.... عشق را خوبی را برنمی تابند...برایت اینجا نمی نویسم پسر ناز دوست داشتنی ام چون می ترسم.... عشق را نباید جار زد بقول ماربزرگ پرستو....
شور چهارسالگی
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 5:51
من این چهارسالگی پر شور تو را عاشقم پسر ناز و دوست داشتنی امxa0 و از فکر اینکه روزی بزرگ شوی و خانه خالی شود از اسباب بازی هایی که روی اپن می گذاری یا برچسب هایی که توی بشقاب توی کابینت می یابم دلم می گیرد.... روزی که دیگر ناگهان با پیاله ای واژگون زیر فرش روبرو نشوم که می دوی و می آیی به من متذکر م...
جاودانگی
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 5:51
با آن چشم های درشت براقت التماس گونه نگاهم می کنی و میگویی مامان هیچ وقت نمیر! هیچوقت!قول بده! نگاهت می کنم.... می گویی وقتی منم مردم بازم نمیر..... از تبلور آرکی تایپ جاودانگی به این شکل در وجود تو قلبم می لرزد و فقط بغلت می کنم.... پرهام من ....
دعوا با بچه های کوچه
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 5:51
چهارپایه گذاشتی زیر پایت و داری بازی بچه ها را می بینی. کمی بعد می روی پایین.... بعد سروصدایتان می آید....دعوایت شده است....من نمی آیم پایین تا خودت حل کنی...تو هم نمی آیی بالا از من کمک بخواهی.. شب برای پدرت تعریف می کنی که گفتم با منم بازی کنین بچه ها گفتن تو کوچولویی...گویا عصبانی شدی ....حمید می...
چهار سال و نیمی
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 5:50
1 توی این سن آنقدر شلوغی های پسرانه داری که کم تر محو زیبایی و ظرافت و شیرینی ات می شوم.... دست پدرت را گرفته ای و داری راه می روی ...من از پشت دارم نگاهتان می کنم.... از توی مغازه پرنده فروشی درآمدید و می گویی با چه پرنده های زیادی آشنا شدم بابا..... و من به شما دو نفر نگاه می کنم.... اگر در زندگی ...